تبليغاتX
هرزه نگاریهای یک پخ هللدن
جستاری در چیستی چگونگیها و چیزهایی دیگر

بهادر عبدی هت تریک کرد! فرشید کریمی لئو یاشین شد! علی دایی تئوریسین  تاکتیک ....
از اونجاییکه همیشه یه جای کار باید بلنگه، حالا که تیم مدیر و مربی داره، یه مشت حیف نون نادان (بله نادان به معنی بیشعور و فاقد قوه تمیز و تشخیص)به اسم فوتبالیست دارن رکوردی برای پرسپولیس ثبت میکنن که در تاریخ بی سابقه است. اما این وسط چهره خندان خوردبین و پروین و ... از همه چیز بیشتر حرص آدمو در میاره. و اینکه دایی و قلعه نویی، دو پرچمدار نوین عقب ماندگی فوتبال ایران تونستن به تیم دنیزلی 4 تا بزنن. در فوتبال ایران از این دست باختها و نتایج عجیب و غریب کم نداشتیم. ایویچ، بلازویچ،کرانچار، کخ،دهداری و حتی ناصر حجازی مرحوم قبلا به همین ترتیب از صحنه فوتبال ایران حذف شده اند. نتایج این روزهای پرسپولیس اونقدرها هم نباید باعث تعجب کسی بشه. صنعت بی در و پیکر فوتبال ایران که در اون پولهای میلیاردی مثل ریگ جابجا میشه اونقدر جذاب هست که سناریوهای اینچنینی درش نوشته بشه و به اجرا در بیاد. ارعاب، تهدید و تطمیع چهار تا فوتبالیست بیسواد که همینطوری خودبخود بی روحیه و آماده باخت هستن، ساده ترین این سناریوهاست. و حالا ابر و باد و مه خورشید و فلک به همراه دستهای پشت پرده در کارند که بزرگترین مصیبت ممکن بر سر پرسپولیس بیچاره ما نازل بشه و این مصیبت نه 4 تا 4 تا گل خوردن، نه قرار گرفتن ته جدول و نه حتی سقوط این پرسپولیس به دسته دوم، که رفتن دنیزلی و در کل تفکری که دنیزلی رو برای پرسپولیس لازم میدونه و برگشتن دارودسته پروین و خوردبین و ممد مایلی و درخشان و ابراهیمی و دایی و حامیان مالی و سیاسی آنها است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/18ساعت 10:17  توسط حسن آقا  | 

     مرد سفيد پوش ميخهاي ريز و ظريفي را كه در دستش بود به سمت نور سفيد لامپ مي­گرفت، به دقت نگاهشان مي كرد وهر بار يكي از آنها را با ضربات ريز و پشت سرهم چكش به جايي مي­كوبيد. ت ت ت ت ت . صدايي مثل نوك زدن داركوب روي تنه درخت. كنارش ايستاده بودم اما نمي­توانستم صورتش را ببينم. انگار اصلا صورت نداشت، هرچه بود بي صورت بودنش گويي براي من عادي عادي بود. رفت و از جايي يك درب چوبي شكلاتي رنگ و براق آورد و در كناري گذاشت. دوباره رو به لامپ چند ميخ ديگر انتخاب كرد. حالا نه صورتش را مي ديدم، نه چكش و نه چيزي كه سعي مي كرد بسازد. ت ت ت ت ت. ميخ آخر را كه كوبيد، خسته اما پيروزمندانه، با حركت بدنش به من فهماند كه اگر بخواهم مي­توانم وسيله­اي كه ساخته است را تماشا كنم. مثل اينكه از قبل بدانم چه چيزي خواهم ديد، از همان بالايي كه بودم فقط براي اينكه مطمئن بشوم نگاه كردم. مرد بي صورت تابوت شكلاتي رنگ و زيبايي ساخته بود. مثل تابوتي كه مايكل جكسون را تويش گذاشتند. بي­اختيار به در دو تكه و بدنه براق و حاشيه­هاي برجسته تابوت خيره شده بودم كه مرد بي­صورت تكاني خورد و به سمت سكويي كه مقابلمان بود راه افتاد. ملتمسانه گفتم يك بار ديگه نگاه بكنيم، شايد چرك نكرده باشه! مرد با پوزخند ملايمي از نيمه راهش برگشت و كنار من روبروي آينه ايستاد. قطرات آب روي ديوارهاي اتاقي كه داخلش بوديم از بالا به پايين سر مي­خوردند. دهانم را رو به آينه بخار گرفته باز كردم و سعي كردم گلويم را به مرد نشان دهم. ته گلويم چرك وحشتناكي مثل پنير گوداي زردرنگي كه رويش نعناي داغ شده ريخته باشد، ديده مي­شد. در طرف ديگر هم چركي سفيد و پيوسته­. نا اميدانه نگاهي به مرد انداختم، او هم بي اعتنا به سوي سكو حركت كرد. آنجا روي سكوي مقابل چيزي مثل يك فرش لوله شده داخل يك ملافه پيچيده شده بود. مرد با مهارت فراوان آنرا در بغلش گرفت و دوباره به سوي جايي كه من در آن حوالي ايستاده بودم آمد. حالا هر دومان كنار تابوت شكلاتي رنگ بوديم. شي ملافه پيچ شده به نظرم كوچكتر شده بود، اندازه قنداق بچه. با حركت سريعي قنداق را كرد توي تابوت. گفت: نميخواي ببيني؟ از همان بالا سرم را جلو بردم، هنوز نگاه نكرده بودم ولي انگار مي­دانستم چه خواهم ديد. قسمتي از ملافه را كنار زد و موذيانه جسدي را كه داخلش بود به من نشان داد. نگاه كردم، صورت خودم را ديدم. مرد بي صورت درب بالايي تابوت را با سرعت بست، تق! همه جا تاريك شد.

چشمهايم را با همان سرعتي كه در تابوت بسته شد بود باز كردم. لامپ كم مصرف اتاق هنوز چشمك مي­زد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/05ساعت 19:18  توسط حسن آقا  | 

تلويزيون تجزيه طلب گوناز تي­وي (آذربايجان ج ن و ب ي) چند دقيقه پيش برنامه ويژه­اي به مناسبت بازي، پرسپوليس و تراكتورسازي پخش كرد. مجري برنامه در مورد حضور دايي وباقري در پرسپوليس گفت: اگرچه آنها آذربايجاني و نور چشم ما هستند اما طرفداران تراكتور حتي يك لحظه هم در طول بازي نبايد آنها را تشويق كنند چون اينكار باعث روحيه گرفتن پرسپوليسي­هاي فاشيست!! خواهد شد. او گفت: من هرروز به سايت باشگاه پرسپوليس و سايتهاي مشابه سر مي­زنم و يقيين دارم كه همه آنها فارسهاي فاشيستي هستند كه از آوردن اسم تراكتور و ملت آذربايجان هم پرهيز مي­كنند و الان هم فقط چون با تراكتور بازي دارند و از روي اجبار اسم تراكتور را درسايتشان نوشته­اند. اين مجري متوهم باز هم تاكيد كرد كه مردم بدانيد كه اگر دست فارسهاي فاشيست باشد نه اسمي از تراكتور مي­آورند و نه از آذربايجان و اگر امكانش را داشته باشند اين ملت رانابود خواهند كرد.!! مجري تاكيد كرد كه حتي تپه­هاي اطراف استاديوم هم بايد پر شود و كسي نبايد به اين بهانه كه استاديوم پر خواهد شد در خانه بماند. اصرار بيش از حد مجري وقتي معلوم شد كه گفت: نمايندگان كشورهاي اروپايي يعني نمايندگان باشگاه گالاتاسراي تركيه!!!! در استاديوم خواهند بود تا تماشاگران تراكتور را ببينند و شعارهاي آنها را بشنوند. بنابراين ما نبايد اجازه بدهيم كه پرسپوليس با 3 امتياز تبريزرا ترك كند بعد هم بلافاصله ذكر كرد كه: اگر چه نتيجه بازيهاي تراكتور در استراتژي ما تاثير زيادي نخواهد داشت. در مورد شعارهاي تماشاگران هم گفت: من ديگه شعارهايي كه بايد داده بشود را تكرار نمي­كنم و مطمئن هستم خود شما تماشاچيان عزيز مي­دانيد كه چه بايد بگوييد و مي­دانم كه به خوبي ارگانايز!!! شده­ايد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/25ساعت 14:31  توسط حسن آقا  | 

من ازدواج كردم. به همين سادگي. خودم هم متعجب بودم، در واقع بيشتر وحشت زده تا متعجب. مراسم در منزل يكي از فاميلها در زنجان برگزار شده بود. خاله مادرم كه رزومه مفصلي در مزدوج كردن بدون سرانجام جوانها دارد، وارد محل مراسم شد، نگاهي به من انداخت از آن دست نگاههايي كه به يك بيمار سرطاني مي اندازند وسعي كرد صميمانه تبريك بگويد.. مادرم نميدانم چرا لباسهاي قديمي­اش را پوشيده بود؟ اما معلوم بود براي اينكه لباسها نو و آبرومندانه به نظر برسند حسابي تلاش كرده. پدرم سعي ميكرد نزديك نيايد، فقط يك لحظه ديدمش كه در حالتي بين پريشاني و خوشحالي چنانكه معمولا اينكار را ميكند، بيخود و بيجهت مي رفت و مي­آمد. آشناي نزديك ديگري نديدم. ميهمانها بر خلاف رسمي كه در هنگام عروسي شايع است روي زمين نشسته بودند، مثل مجلس ختم يا مجلس دعا. لباسهايشان به نظر زياد رسمي و مجلسي نميرسيد. با هم پچ پچ مي­كردند و البته مي­ديدم كه هر از گاهي از زير چشم نگاهي به من مي­اندازند. ميوه­ها را قبلا توي بشقاب چيده بودند و جلوي هر كسي گذاشته بودند. سيب­هاي زرد پائيز كه از مزه­شان متنفرم وسط بشقاب ميوه خوري حسابي توي ذوق ميزدند. داشتم فكر مي­كردم آخه كدام ناداني يك چنين ميوه اي براي عروسي خريده؟ اصلا من چرا اينقدر با عجله و هول هولكي دارم ازدواج ميكنم؟ اصلا كي برايم زن پيدا كرد؟ و چرا قبل از مراسم اجازه ندادند حداقل دو كلمه با طرف حرف بزنم. حتي نشده بود ببينمش. سنتي ترين شكل ازدواج براي من! خودم هم نفهميدم اين مسخره بازي را چه كسي در كاسه من گذاشته؟ و نفهميدم من چرا قبول كردم؟ در اين شرايط بيكاري و بي پولي.

گريه­ام گرفته بود، ايكاش راه برگشتي بود. شايد هم بود اما نميدانستم كه چكار بايد بكنم. نفس عميقي كشيدم و سعي كردم با صداي بلند همه را متوجه خودم كنم و بگويم كه من ناخواسته اينجا هستم، مادرم داشت بسته­هايي را كه ظاهرا هديه عروسي بودند باز مي­كرد و در عين حال با نگاهي كه معمولا به آدمهاي سرطاني مي­اندازند من را تماشا مي­كرد، ظاهرا براي ابراز پشيماني دير شده بود. تصميم گرفتم فرار كنم يا حداقل براي چند لحظه از آنجا خارج بشوم.

دختر قدبلند و گندوم گوني با موهاي خرمايي رنگ كنارم نشست. دست چپش را بلند كرد، طوريكه بخواهد آنرا دور گردنم حلقه كند. بعد انگار پشيمان شد و دستش را به پشت صندلي حصيري كه رويش نشسته بوديم آويخت. از زير چشم نگاهش كردم و با خودم گفتم خوب حداقل ظاهرش قابل تحمل است. خواستم كاملا تماشايش كنم، ترس برم داشت، فهميد! با پوزخند تمسخر آميزي پرسيد ترسيدي؟ انگار بخواهد بزودي به دليلي موهوم انتقام وحشتناكي از من بگيرد.

مادرم يك بليط اتوبوس به من داد و گفت بايد با قطار برويد، ظاهرا زنم هم براي خودش بليطي داشت و قرار شد كه فرداي روز عروسي ما به مسافرت برويم. جشن كه تمام شد، زنم هم رفت و من هنوز حيرت زده دنبال راه برگشتي ميگشتم. با اعصابي خراب خوابيدم.

خانجون از توي كشوي چرخ خياطي قديمي­اش سكه­اي به رنگ سرب كه رويش نوشته شده بود دو، بيرون آورد و به من داد. نگاه خشمناكي كرد و چيزي گفت. يادم نيست چي گفت ولي حسابي گريه كردم. بعد يادم افتاد خانجون سالهاست كه مرده. فهميدم خواب مي بينم. براي كسي كه دارد عروسي مي­كند خواب خوبي نبود.

با يك تاكسي نارنجي درب و داغون به سمت راه آهن قزوين مي­رفتيم. زنم جلو نشسته بود و من هنوز نگران و بغض آلود وسط صندلي عقب نشسته بودم. نه راننده را ميديدم و نه زنم را.

با خودم گفتم ايكاش همه اينها خواب بود. تاكسي خيابان يكطرفه فردوسي را پايين رفت. كسي هم اعتراض نميكرد. ايكاش همه اينها خواب باشد. سنگ مرمر ساختمانها به نظرم بزرگتر از اندازه­شان شده بودند. رنگهاي ديوارها با هم قاطي مي­شدند، ايكاش همه اينها خواب بود. مثل فيلمها زدم توي صورت خودم. ايكاش همه اينها خواب باشد. هنوز توي تاكسي بودم. طاقت نياوردم مثل بچه­ها داد زدم مامان... رنگها بيشتر قاطي شدند، احساس كردم زنم از گيجي من لذت مي­يرد و مي خندد. بلندتر فرياد كشيدم ما.... .

....مااان. چشمهايم را باز كردم. مثل پوست سيب زرد كه به بشقاب چيني مي­ چسبد، به تختخواب چسبيده بودم. لامپ كم مصرف اتاق هر از گاهي به دلايلي كه يك مهندس الكترونيك قاعدتا بايد بتواند توضيح بدهد چشمك ميزد. بعد از مدتها دليلي براي خوشحالي پيدا شده بود. رفتم دو ليوان آب خنك خوردم. در آيينه دستشويي نگاهي به خودم انداختم. از آن دست نگاههايي كه به آدمهاي سرطاني مي­اندازند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/02ساعت 14:59  توسط حسن آقا  | 

اگر امشب محمد دادكان واقعا در برنامه نود حاضر بشود، يكي از سياسي ترين قسمتهاي اين برنامه ورزشي پخش خواهد شد. اينطور كه روزنامه­ها نوشته­اند دادكان براي حضور در برنامه شرط و شروط ويژه اي گذاشته. زمان كافي براي صحبت كردن، امكان نمايش اسناد و مدارك و اطمينان از عدم قطع شدن صحبتش توسط مجري. خلاصه مطلب اينكه اگر بيايد احتمالا با دست پر به هيكل علي آبادي خواهد ريد!

همانطور كه همه ميدانيم مهندس علي آبادي از جمله مديران موفق چند سال گذشته است كه وقتي در جام جهاني قبلي تيم ملي به پرتغال باخت، عصباني شد و از اينكه اقتدار و عظمت فوتبال ملي ايران اسلامي تحقير شده بود داشت دق ميكرد و به همين مناسبت دادكان را از رياست بركنار كرد. بعد هم براي اينكه بيشتر داغ مردم را تازه كند به عوض دادكان به خاطر شكست تيم ملي از پرتغال معذرت خواهي كرد. اگرچه دلش به اين هم راضي نشد و طبق سنت قديمي مديران برجسته و پيشرو دولت نهم، مدير قبلي يعني دادكان بيچاره را به هزار جور فسق و فجور مالي و مادي و معنوي متهم كرد و طبيعتا وعده داد كه بزودي اين كثافتكاريها را افشا كند. بعدش هم با سلام و صلوات و هزار جور حقه بازي كه نتيجه اش تعليق فوتبال و آبروريزي و قرمساقي بود به ضرب دگنك هرطور كه بود آمد و مستقيم يا غيرمستقيم سكان فوتبال را بدست گرفت و آنچنان مديريت كرد كه علماي علم مديريت و زعماي فن فوتبال هاج و واج و انگشت به كون مانده اند كه ياللعجب! اين ديوانه چطور توانسته در اندك زماني فوتبال و كلا ورزش ملت را به اين روز سياه بنشاند؟ از طرف ديگر دوستان مهندس هم كه خواستند كم نياورند افتاده اند دنبال كارهاي اداري ثبت ركورد اين سرعت و دقت در گه كاري، در كتاب گينس. (البته مسئولين كتاب گفته اند به علت تعدد چنين ركوردهايي توسط مديران ايراني، تا اطلاع ثانوي از ثبت معذورند).

به هر حال با مديريت پدر عزيز ورزش در گروه پنج تيمي چهارم شديم و كره شمالي قحطي زده، كه البته وضعش همه جوره از ما بهتر است به جام جهاني صعود كرد. و حالا دادكان با كلي حرف نگفته و شعر ننوشته كه از بس زياد است نميداند از كدام سطرش بايد شروع به گفتن كند، امشب به نود مي آيد تا به قاعده يك پيك نيك گنده خدمت مهندس، عرض ادب بنمايد!

در اين هاگير واگير از صبح علي الطلوع، يعني حتي قبل از اذان صبح! پيامك توي كون پيامك قبلي مي­رسد كه امشب بدون توجه به گزينه هاي برنامه نود همه به گزينه 3(گزينه آخر مثلا) راي بدهيد. اگرچه اين حقير هم نقش رسانه اي خود را به اندازه خودم ايفا كردم ولي به نظرم رسيد كه فردوسي پور مدتهاست براي برنامه اش تحت فشار است بنابراين طبق معمول اس ام اس ها را قطع ميكنند و قضيه منتفي خواهد شد.  اما بعدا فكر بكرتري به نظرم رسيد، از آنجائيكه قرار است خلق الله بدون توجه به موضوع سوال به گزينه آخر راي بدهند، خوب دوستان هم از اين فرصت استفاده مي كنند و بجاي قطع كردن اس ام اس ها سوال را طوري طرح مي كنند كه گزينه آخر مستقيما در جهت منافع آنها باشد و بعد اجازه پخش ميدهند. مثلا چون امشب دادكان در موضع منتقد بخشي از مديران دولت قبل است و خيلي هم منتقد خطرناكي است كه با كسي هم شوخي ندارد، كاري مي كنند كه گزينه آخر درست بر خلاف صحبت هاي دادكان باشد. حالا اگر ملت به آن گزينه راي ندهند كه فردا توي بوق مي كنند كه بفرما كل طرفداران شما 1500 نفر بوده كه طبق قرار شماره آخري را فرستاده اند. اگر هم ملت به گزينه آخر راي بدهند كه مستقيما نتيجه خواهند گرفت كه دادكان عزيز زر زده است و چرت و پرت گفته. به اين ترتيب نتيجه ميگيريم كه بدون توجه به صورت سوال هيچ وقت نبايد جواب بدهيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت 16:12  توسط حسن آقا  | 

امروز سالگرد خانجون بود...

خان ننه ، هایاندا قالدین

بئله باشیوا دولانیم

نئجه من سنی ایتیردیم !

 دا سنین تایین تاپیلماز

سن اؤلن گون ، عمه گلدی

منی گه تدی آیری کنده

من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟
باشیمی قاتیب اوشاقلار
نئچه گون من اوردا قالدیم

قاییدیب گلنده ، باخدیم

یئریوی ییغیشدیریبلار

نه اؤزون ، و نه یئرین وار

« هانی خان ننه م ؟ » سوروشدوم

دئدیلر کی : خان ننه نی

آپاریبلا کربلایه

کی شفاسین اوردان آلسین

سفری اوزون سفردیر

بیرایکی ایل چکر گلینجه
نئجه آغلارام یانیخلی

نئچه گون ائله چیغیردیم

کی سه سیم ، سینم توتولدو

او ، من اولماسام یانیندا

اؤزی هئچ یئره گئده نمه ز

بو سفر نولوبدو ، من سیز

اؤزو تک قویوب گئدیبدیر ؟

هامیدان آجیق ائده ر کن
هامییا آجیقلی باخدیم

سونرا باشلادیم کی : منده

گئدیره م اونون دالینجا

دئدیلر : سنین کی تئزدیر

امامین مزاری اوسته

اوشاغی آپارماق اولماز

سن اوخی ، قرآنی تئز چیخ

سن اونی چیخینجا بلکی

گله خان ننه سفردن

ته له سیک روانلاماقدا

اوخویوب قرآنی چیخدیم

کی یازیم سنه : گل ایندی

داها چیخمیشام قرآنی

منه سوقت آل گلنده

آما هر کاغاذ یازاندا

آقامین گؤزو دولاردی

سنده کی گلیب چیخمادین

نئچه ایل بو اینتظارلا
گونی ، هفته نی سایاردیم

تا یاواش – یاواش گؤز آچدیم

آنلادیم کی ، سن اؤلوبسن !

 بیله بیلمییه هنوزدا

اوره گیمده بیر ایتیک وار

گؤزوم آختارار همیشه

نه یاماندی بو ایتیکلر

خان ننه جانیم ، نولیدی

سنی بیرده من تاپایدیم

او آیاقلار اوسته ، بیرده

دؤشه نیب بیر آغلایایدیم

کی داها گئده نمییه یدین

گئجه لر یاتاندا ، سن ده

منی قوینونا آلاردین

نئجه باغریوا باساردین

قولون اوسته گاه سالاردین

آجی دونیانی آتارکن

ایکیمیز شیرین یاتاردیق

یوخودا ( لولی ) آتارکن

سنی من بلشدیره ردیم

گئجه لی ، سو قیزدیراردین

اؤزووی تمیزلیه ردین

گئنه ده منی اؤپه ردین

هئچ منه آجیقلامازدین

ساواشان منه کیم اولسون

سن منه هاوار دوراردین

منی ، سن آنام دؤیه نده

قاپیب آرادان چیخاردین

ائله ایستیلیک او ایسته ک

داها کیمسه ده اولورمو ؟

اوره گیم دئییر کی : یوخ – یوخ
او ده رین صفالی ایسته ک

منیم او عزیزلیغیم تک

سنیله گئدیب ، توکندی

خان ننه اؤزون دئییردین

کی : بهشت ده ، الله

وئره جه ک نه ایستیور سن

بو سؤزون یادیندا قالسین

منه قولینی وئریبسه ن

ائله بیر گونوم اولورسا

بیلیرسن نه ایستیه رم من ؟

سؤزیمه درست قولاق وئر :

 سن ایله ن اوشاخلیق عهدین

خان ننه آمان ، نولیدی

بیر اوشاخلیغی تاپایدیم

بیرده من سنه چاتایدیم

سنیلن قوجاقلاشایدیم

سنیلن بیر آغلاشایدیم

یئنیدن اوشاق اولورکن
قوجاغیندا بیر یاتایدیم
ائله بیر بهشت اولورس

داها من اؤز الله هیمدان
باشقا بیر شئی ایسته مزدیم


خان ننه ، کجا ماندی
الهی دور سرت بگردم
افسوس که ترا گم کردم
نظیر تو پیدا نمیشود
 وقتی تو مردی ، عمه آمد
مرا به دهی دیگر آورد
من بچه ، از کجا می فهمیدم ؟

 بچه ها سرم را گرم کردند
چند روزی آنجا ماندم
وقتی برگشتم ، دیدم
رختخوابت را جمع کرده اند
نه خودت ، نه رختخوابت ، سرجایشان نیشتند
پرسیدم : خان ننه ام کو ؟
جواب دادند : خان ننه را
به کربلا برده اند
تا شفایش را از آنجا بگیرد
سفری دراز در پیش دارد
یکی دو سال طول می کشد تا برگردد
 چنان گریه جگر سوز می کردم
 چند روزی فریاد کشیدم
که صدا و سینه ام گرفت
 وقتی من پیشش نباشم ، او
به هیچ کجا نمی تواند برود

چه شده که به این سفر
خودش تنهائی گذاشته و رفته
در حالی که از همه قهر بودم
به همه اخم و تخم کردم
بعد شروع کردم که : من هم
ا به دنبال او می روم
 گفتند : سفر تو زود است
بر مزار امام
نمی توان بچه برد
تو قرآن را بخوان و تمامش کن
تا تو تمامش کنی ، شاید
خان ننه از سفر بازگردد
 با عجله در حال ازبرکردن
قرآن را خواندم و تمام کردم
که برایت بنویسم : حالا برگرد
دیگر قرآن را تمام کردم
وقتی برمی گردی ، برایم سوقاتی بیاور
اما هر وقت که نامه می نوشتم
چشمان پدرم از اشک پر می شد
تو هم که برنگشتی
چند سال با این انتظار
روز و هفته را می شمردم
 تا به تدریج چشم باز کردم
 فهمیدم که مرده ای
بفهمی و نفهمی هنوزهم
 در دلم گمشده ای هست
 همیشه چشمانم او را جستجو میکنند
چه سختند این گمشده ها
خان ننه جانم ، چه می شد
دوباره تو را پیدا می کردم
دوباره روی آن پاها
می افتادم و گریه می کردم
 تا بلکه نمی توانستی بروی
شبها وقتی می خوابیدیم ، تو هم
مرا در آغوشت به خود می فشردی
از جان و دل به آغوشم می کشیدی
 گاهی روی بازوهایت می انداختی
در حالی که دنیای تلخ را رها می کردیم
دو تائی چه شیرین می خوابیدیم
وقتی در خواب با گیش کردنم
ترا آلوده می کردم
شب آب گرم کرده
خودت را تمیز می کردی
باز هم مرا می بوسیدی
 هیچ دعوایم نمی کردی
هر کس دعوایم می کرد
 از من حمایت می کردی
هو وقت مادرم مرا می زد
از چنگ او می قاپیدی
آن علاقه و دوست داشتن
آیا در کس دیگر پیدا می شود ؟
دل من می گوید : نه نه
آن علاقه عمیق با صفا
همانند دوران عزیزی من
همراه تو رفت و تمام شد
خان ننه خودت می گفتی
که : خدا در بهشت
به تو هرچه می خواهی خواهد داد
این حرفت را به خاطر داشته باش
وعده اش را به من داده ای
اگر چنان روزی داشته باشم
می دانی از خدا چه می خواهم من ؟
به حرفم خوب گوش کن
دوران کودکی را در کنار تو
خان ننه وای چه می شد
دوران کودکی را پیدا می کردم
دوباره به تو می رسیدم

 دوباره بغلت می کردم
با تو می گریشتم
در حالی که دوباره کودکی می شدم
در آغوشت می خوابیدم
اگر چنان بهشتی وجود داشته باشد
 دیگر من از خدایم
چیز دیگری نمی خواستم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/11ساعت 0:55  توسط حسن آقا  | 

 

  ....

b.b.k 

        نقشه رو دوباه نگاه كن. اگر دقيقتر بخوام بگم، منتهي اليه جنوب شرقي. مرز آذربايجان خيالي با ايران.
ميبيني؟ جناب دوست زاده هم بحث مارو دنبال ميكنه و خط و نشون ميكشه. انگار بنگاه معاملات ملكي داره و سند سرزمينهاي مختلف رو ايشون صادر ميكنه. ايران بيچاره ما هميشه از آدمهاي افراطي مثل شماها ضربه خورده. حيف از اين وطن كه هميشه دچار افراط و تفريط شده.
جاويد ايران
ياشاسين آذربايجان

kondor

پس منطورتان قزوین است! البته از نظر خیلیها تهران منتهی الیه جنوب شرقی آذربایجان است! میدونم مهاجرتهای زیادی به قزوین شده و شهر نصف به نصب شده و شما اگر به اصلیت قزوین را بخواهید دریابید باید به شهرها و روستاهای اطراف قزوین نگاه کنید! مثل همدان که خودش بارس زیاد داره ولی اطرافش همه اش تورکند! البته میگم وقتی بارس میگم منظورم از ملیت فارس نیست میتونه لر باشند یا کورد! بهر حال فارسی صحبت میشه البته نصف به نصف! من دوران سربازی دوستای زیادی از قزوین داشتم که همه ایشان تورک بودند. شما نگران مظلومیت ایران نباشید چون فعلا که ایران یک ظالم است برای اقوام دیگر و من از شما خواهش میکنم در این مورد به من حق بدید! چون اگر ظالم نبود الان من تورک آذربایجانی بدین صورت برای استقلال آذربایجان مبارزه نمیکردم! چون کاری کردند و میکنند که امکان دموکراسی در ایران حاضر را به صفر برده و امکان نداره همچین اتفاقی در ایران بیفتد! حکومت که هیچ اصلا نمیشه حرفش را زد! شما به شعارهای همین جنبش سبز نگاه کنید متوجه میشوید من چی میگم! یک شعار برای اتحاد اقوام داده نشده و همه شعارها سازماندهی شده از شونیستهای فارس در خارج از کشور است مثل سازگاراو نوریزاده ها و مجاهدین خلق و سلطنت طلبها! تا این شونیستها است دموکراسی در ایران امکان ندارد! و در این شرایط هیچ راهی به جز استقلال برای هیچ ملتی نیست که بتونه خواستهای خود را عملی کنه! من درخواستم از شما اینه که احساسی صحبت نکنید در مورد این چیزهایی که گفتم اول بخوبی فکر کنید و بعد نظرتان را بفرمایید!

b.b.k

اتفاقا اگر نيم نگاهي به بيانيه ها و روزنامه هاي كروبي و ميرحسين مي انداختيد( كه به نظر من انداختيد) متوجه مي شديد كه در خيزش اخيري كه در حال انجام است مسئله زنان و اقوام ايراني بسيار مهم شمرده شده و جزو سرفصل برنامه هاي كانديدها بود. روزنامه آقاي موسوي براي اولين بار بعد از انقلاب مقاله هايي به زبان اقوام مختلف چاپ كرد و برنامه هاي مختلفي براي در نظر گرفتن حقوق اقوام غير فارس زبان ارائه داد. كروبي هم دو يا سه بيانيه جدا گانه در اين رابطه داشت. گفتن ندارد كه اكثر اين برنامه ها توسط نخبه گاني كه تورك بودند نوشته شد و اصلا گفتن ندارد كه خود موسوي تورك است. اما مسئله اينست كه شما سرتان را به ديوار گذاشتيد و فشار ميدهيد. كاريش هم نميشود كرد. در مورد سازگارا و نوريزاده هم اگرچه كمترين تعصب و علاقه اي بهشان ندارم اما خواهشا يك صحبت و فقط يك صحبت از اين دو نفر در جريانات اخير بياوريد كه دال بر نژادپرستي و پان فارسيسم باشد. من دربست تسليم خواهم شد. بي انصافي محض است كه شعارهاي جنبش سبز را ديكته شده از سلطنت طلبان بدانيم. تمنا ميكنم به خاطر اغراض سياسي خون ملت بيگناهي كه ريخته شد را هدر نكنيد. كندر جان كم كم ترس برم ميدارد كه نكنه از عوامل حكومت باشي!! حرفهايت به حرفهاي آنها شبيه شده

kondor

ببین عزیز شما میتونی هر گونه شکی بکنی! شما پس در مورد نوریزاده ها هیچ نمیدانی! مصاحبه هاش با صدای آمریکا را گوش بدید متوجه میشید تقریبا ادبیات شما رو هم داره در مورد آذربایجان! ببینید موسوی تورک است و از شهر من هم است ولی آسیمیله شده و رگ تورکی نداره! موسوی هیچ برنامه ای برای حقوق اقوام و تحصیل به زبان مادری را در تبلیغات انتخاباتی ارائه نداد و برای ما آذربایجانی ها هم تورک بودنش یا نبودنش فرقی نداره! ولی کروبی چرا هم برنامه داد و هم از تنها کاندیدای آذربایجان ( اعلمی ) حمایت کرد! من خودم را یک آذربایجانی میدونم و از این دید هم با شما صحبت میکنم و رژیم و عوامل رژیم که سردسته اشظ احمدی نژاد است هم وطن نمیدونیم !

b.b.k

قبول. من راجع به نوريزاده و نوريزاده ها چيزي نميدونم. شما كه ميدوني! حالا يه صحبت از سازگارا و نوريزاده توي همين برنامه هاي صداي آمريكا بيار كه نشاني از نژاد پرستي توش باشه. اگر ادبيات من رو در مورد آذربايجان داشته باشه كه بايد بهش تبريك بگم كه اينهمه عاقل و بالغ شده.!!! آخه اينطور كه نميشه شما بدون دليل و مدرك همه عالم و آدم رو متهم كني. توي وبلاگم هم از معلومه كه من طرفدار كي بودم و به كي راي دادم، اما دليل نميشه كه حرف الكي بزنم، موسوي هم راجع به حقوق اقليت بيانيه داد، در مورد حقوق زنان بيانيه داد، همونطوركه گفتم سرمقاله هاي روزنامه اش هم به زبانهاي مختلف اقوام ايراني بود. شما ميگي نبود؟ بي انصافي ميكني.
اينهمه آدم خونشون ريخته شد، زندان رفتن، دهنشون سرويس شد، شما اونجا نشستي ميگي اين كار سلطنت طلبهاست؟ من ميگم اصلا شما تورك آذربايجان، آذربايجان هم جدا از ايران،... اين انصافه كه خون اون بدبختها رو بشوري؟ الان توي گينه برازاويل اين كارهارو محكوم ميكنن، اونوقت چون فرضا تورك آذربايجاني كارهاي اين مردم رو نديده ميگيري؟ خيلي نامرديه. تورك هيچوقت اينقدر نامرد نبوده آقا.
نديده گرفتن بيانيه هاي موسوي ... نميدونم چي بگم.
در تمام تحولات اجتماعي ايران توركها و علي الخصوص تبريزيها نقش انكارناپذيري داشته اند. اما اينبار نقشه هاي شوم گوناز تي وي با اين مردم كاري كرده كه واضحات را نديده ميگيرند. ايران را بيخيال شده اند و دنبال موهومات رفته اند. خيلي بي معرفتيه. اين دقيقا چيزيه كه احمدي نژاد ميخواد.
اتفاقا من هم مثل شما معتقدم به زودي ايران پاره پاره خواهد شد و تمام اقوام آن از جمله توركهاي آذربايجان مستقل خواهند شد و رو به زوال و اضمحلال و بدبختي خواهند رفت. حيف از ايران، حيف ازما

kondor

عزیز برادر شما خودتون را زیاد ناراحت نکنید! به بدبختی رفتن بهتر از زندگی و نوکری به قوم فارس است! بله آذربایجان سردمدار تمام انقلابها در ایران بود ولی مردم آذربایجان اون اشتباه گذشته را تکرار نخواهند کرد! بی توجهی آذربایجان به حرکتهای اخیر دلایل گوناگونی دارد که مهمترینشان بی اعتمادی به رهبران جنبش از جمله آنها خاتمی و موسوی و اصلاحطبان بوده چون خود خاتمی سردسته شونیستهاست! دوم بی اعتمادی به مردم ایران بخصوص فارسهاست چون در سال ۱۳۸۵ اگر یادتود باشه جوانان و مردم آذربایجان را همین حکومت به خاک و خون کشید ولی هیچ پشتیبانی از بقیه مردم ایران نشد!! در عوض کمک یه خورده هم در کنار حکومت ایستادند! سوما مردم آذربایجان هدفهای دیگری دارند که با هدفهای جنبش سبز فرق دارد! البته ما از جنبش سبز حمایت میکنیم ولی در قالب شعارهای خودمون! چطور بعد از بازی تراکتور سازی با استقلال و غیره خودتون دیدید! یکی هم اینکه ببینم شما خون تهرانیها را خون میبینید ولی خون آذربایجانیها را آب؟ خون خون است ما هم در سال ۱۳۸۵ ریختیم و اونها هم الان میریزند! البته ما در هر حال از خون های ریخته شده خیلی ناراحت هستیم و اکثر همینها هم تورک اذربایجانی بودند مثل ندا آق سلطان که اصلیت آذربایجانی دارد! ولی این دلیل نمیشه که ما هم بریزیم به خیابانها! اچر هم بریزیم با شعارهای خودمون میآییم! هارای هارای بیز تورکوک! یاشاسین آذربایجان - تورک دلینده مدرسه اولمالیدی هرکسه- تورک دیلی رسمی اولسون! آذربایجان بیر اولسون مرکزی تبریز اولسون- تبریز باکی آنکارا بیز هارا فارسلارها
حالا ببینید شما میخواهید رو ایران بمانید خوب انتخاب با شماست ولی در مورد یک کشور که عضو سازمان ملل است توهین نکنید. البته همه این توهین های شماها ناشی از ... از ترس از اون کشور است و خیلی هم طبیعیست! در ضمن برای یاد اوری آذربایجان شمالی ۹.۵ میلیون جمعیت دارد که با اذربایجان جنوبی میشود ۴۰ میلیون و قاعدا با بیشتر بودن جمعیت جنوب قدرت سیاسی هم در تبریز میباشد! این را خود مردمان آذربایجان شمالی هم تاکید دارند! در مورد تشابه ادبیات شما با نوریزاده و مدرک اینکه چطور نوریزاده بخیال خودش میخواهد مردم آذربایجان را تحقیر کند رجوع من به لینکه زیر!
http://balatarin.com/permlink/2009/8/1/1682734

 

b.b.k

لينك شمارو من نميتونم ببينم، چون به فضل پروردگار اينترنت من دايل آپ هست. و چون هنوز پول جيره خوريه اين برجمون نرسيده نميتونيم اينترنت پرسرعت داشته باشيم. اما از تيترش چيز بدي دستگير آدم نميشه. چون لابد اون هم مثل من از اينكه آذربايجان از مردم حمايت نكرده ناراحته. حق هم داره.
ملاحظه كوتاهي در بحث هايي كه با هم كرديم به خوبي نشون ميده كه هر جا در مورد ادعاهاتون كم آورديد بلافاصله بحث رو عوض كرديد. با اين وجود خيالتون راحت باشه تا آخر دنيا هم بحث رو عوض كني باز هم كم مياري. يك نمونه اش اينكه در مورد بيانيه هاي موسوي و سرمقاله هاي روزنامش چيزي نگفتي. توي همين نوشته آخ هم طبق معمول يك نفر جديد رو متهم كردي. خاتمي سردسته شوونيستهاست!! از كجا فهميدي؟ يه نشونه براي اين حرفت بگو.
يه ناداني شايد سهوا و يا عمدا يه كاريكاتوري كشيد و توهين كرد. به من هم توهين شده بود. روزنامش رو بستند خودش رو زندوني كردن و .... . بعد تبريزيها اومدن به همه مردم غير تورك زبان توي خيابون توهين كردن. حالا كي بايد بياد ازشون حمايت كنه؟ بوستان و گلستان و ديوان حافظ توي خيابون آتيش زدن. اين چه ربطي به جنبش آزاديخواهي داره؟ كي شعارهاي تهرانيها به توركها توهين شد؟ كي كتاب توركي آتيش زدن؟
در مورد جمعيت اون مملكت جعلي هم چون من خودم نرفتم سرشماري كنم شايد اشتباه كرده باشم . همينجا هم از حضور شما عذر ميخوام.

 

قاعدا با بیشتر بودن جمعیت جنوب قدرت سیاسی هم در تبریز میباشد! این را خود مردمان آذربایجان شمالی هم تاکید دارند!


بيخيال تورو خدا. تاكيد اونارو از كجا فهميديد؟ البته براي اينكه يه مشروعيتي كسب بكنن شايد هم اين اتفاق بيفته. به اين ترتيب ديگه كسي نميتونه بگه اسم مملكتتون دزديه.

kondor

لينك شمارو من نميتونم ببينم، چون به فضل پروردگار اينترنت من دايل آپ هست. و چون هنوز پول جيره خوريه اين برجمون نرسيده نميتونيم اينترنت پرسرعت داشته باشيم. اما از تيترش چيز بدي دستگير آدم نميشه. چون لابد اون هم مثل من از اينكه آذربايجان از مردم حمايت نكرده ناراحته. حق هم داره.


نه عزیز ایشون به خیال خودش ملت آذربایجان را تحقیر میکنه و میگه که مردم ۲۰ میلیونی میخواد بره زیره علی اف ۶.۵ میلیونی! و مسائل دیگر که حوصله اش را ندارم مطرح کنم! مثل شما که بالا همچین ادبیاتی مطرح کردین!

ملاحظه كوتاهي در بحث هايي كه با هم كرديم به خوبي نشون ميده كه هر جا در مورد ادعاهاتون كم آورديد بلافاصله بحث رو عوض كرديد. با اين وجود خيالتون راحت باشه تا آخر دنيا هم بحث رو عوض كني باز هم كم مياري. يك نمونه اش اينكه در مورد بيانيه هاي موسوي و سرمقاله هاي روزنامش چيزي نگفتي. توي همين نوشته آخ هم طبق معمول يك نفر جديد رو متهم كردي. خاتمي سردسته شوونيستهاست!! از كجا فهميدي؟ يه نشونه براي اين حرفت بگو.


ببینید من هیچ موقع نخواستم بحث را عوض کنم بلکه جواب بعضی یادم رفته که برات بنویسم ولی شما بجز حرفهای تکراری هیچ جوابی برای سوالهای من ندادید!
در مورد بیانیه های موسوی باید بگویم که ایشان فقط در یک بیانیه اون هم تلویحا از اصل ۱۵ صحبت کرده و در این مورد هم عنوان کرده که زبان اقوام میتوانند در کنار زبان فارسی در قالب حالا واحدی تدریس شود توجه داشته باش تدریس شود نه تحصیل به زبان مادری! چیزی که احمدی نژاد تدریس ۲ واحد در دانشگاه را مطرح کرد که حالا هم اجرا نشده! و در مناظره ها هم هیچ موقع مطرح نکرد! وقط در مورد اصول هشت ماده ای امام دور میزد! اگر ب...

اگر بدانید چی ها هستند متوجه میشوید که چیزی به فاشیست و برگشتن به ۳۰ سال قبل است که اصلا اصول دموکراسی در آن دیده نمیشود! در مورد خاتمی هم باید بگویم که ایشون نه تنها یک شونیست هستند بلکه یک شیاد هم هستند! اگر به صحبتها و مسایل مطرح شده توسط ایشان را در زمان ریاست جمهوریش خوب مرور کنی متوجه میشی من چی میگم! ایشان در قالب گفتگوی تمدنها تمام اقوام ایرانی را به مسخره گرفت و ایران را کشور فارسها مطرح کرد! ایشو و دولتش تماما فارسگرا بودند مثل مهاجرانی و ابطحی و غیره که یادم نیست بجز عده معدود که اونها هم کاره ای نبودند! ایشون در سازمان ملل امد کشور ایران را کشور فارس و پارس لقب داد! آخرین شاهکارش هم فیلم جوک ایشان در مورد تورکها و اردبیلیها بوده که حتما دیده اید کگه ندیده باشی برات لینکش را میفرستم! مشکل شما اینه که اخبار و مسائل کشور و اشخاص را عمیق نمیبینی یا تحلیل نمیکنی و همه چیز را یا از یکی میشنوی و تکرار میکنی و یا توجه نمیکنی!!

يه ناداني شايد سهوا و يا عمدا يه كاريكاتوري كشيد و توهين كرد. به من هم توهين شده بود. روزنامش رو بستند خودش رو زندوني كردن و .... . بعد تبريزيها اومدن به همه مردم غير تورك زبان توي خيابون توهين كردن. حالا كي بايد بياد ازشون حمايت كنه؟ بوستان و گلستان و ديوان حافظ توي خيابون آتيش زدن. اين چه ربطي به جنبش آزاديخواهي داره؟ كي شعارهاي تهرانيها به توركها توهين شد؟ كي كتاب توركي آتيش زدن؟


نه عزیز اشتباه نکن اینها دسیسه های دولت است و از این دست چیزها باز دز جنوب شهر تهران اتفاق افتاده بوده مثلا اینکه یک فرم داده بودند به مردم پر کنند و داخل فرم سوالهای پرسیده شده بوده که نادورسی را قشنگ نشون میداد! اینکه آیا شما دوست د...


دارید همسایه تورک داشته باشید؟ یا آیا حاضرید به یک تورک دختر بدید و.... در مورد آتش زدن کتابهای حافظ و سعدی حالا نمیفهمم شما چرا ناراحت اون هستید؟ مگه همین ها( رضاخان و روشنفکران فارس) بعد از تجاوز به آذربایجان در سال ۱۳۲۵ تمام کتابهای تورکی را در میدان ساعت تبریز آتیش نزدند و مردم آذربایجان را در همین میدان زیر همین آتیش دار نزدند؟ حلا شما نمیفهمم به عنوان یک تورک چرا اینها را نمیبینی؟! شعارها هم بر علیه شونیستهای فارس بوده نه مردم عادی! در ضمن هر چی بوده فحاشی نبوده چیزی در مایه های ( تبریز باکی آنکارا بیز هارا فارسلار هارا) بوده! شما باید در مورد مسائل بیشتر مطالعه کنید!

در مورد جمعيت اون مملكت جعلي هم چون من خودم نرفتم سرشماري كنم! شايد اشتباه كرده باشم . همينجا هم از حضور شما عذر ميخوام.!!!!


همین که گفتم با مطالعه چیزی را مطرح کنید و دیمی حرف نزنید( البته قصدم توهین نیست) شما در مورد کشور آذربایجان احساسی و بدون مطالعه و بدون مسئولیت صحبت میکنید! چیزی که نتنها آنها بلکه تمام مردم آذربایجان را نفی و تحقیر میکنه! شما یه ذره هم با آمارهای جهانی مقایسه کنید و و مقایسه با هم ردیفهاش! ایران با باصطلاح خودشان ۲۵۰۰ سال قدمت حکمت سیاسی کجای دنیا قرار گرفته؟

بيخيال تورو خدا. تاكيد اونارو از كجا فهميديد؟ البته براي اينكه يه مشروعيتي كسب بكنن شايد هم اين اتفاق بيفته. به اين ترتيب ديگه كسي نميتونه بگه اسم مملكتتون دزديه


ببینید من تمام مصاحبه ها و تی ری و روزنامه های اونها را مطالعه میکنم و میدونم احساسشون را به آذربایجان جنوبی و تبریز!

شما اول از همه معتی را باید بدانید: یعنی: ميهن پرست متعصب و کورکورانه فارس! ببیندید من با هر کسی دهن به دهن نمیشم به این صورت که با شما شدم! و اصولا جواب این فارسهای افراطی را زیاد نمیدم! ولی نمیدانم چرا احساس میکنم باید با شما زیاد صحبت کنم شاید بخاطر تورک بودن ریشه شما باشه یا حالا هر چی نمیدانم! ولی این را میدانم که شما فریب فریبکاریهای شونیستها را میخوری! باور کنید من هم تا چهار سال پیش شاید نه مثل شما ولی دیدگاههام با الان فرق میکرد! ولی با مطالعه و دقت زیاد به این نتیجه رسیده ام باور کنید من تحت تاثیر هیچ گروهی یا رسانه ای قرار نگرفته ام من خودم به این نتیجه رسیده ام که حکومت و شونیستهای ایران درصدد نابود کردن حقوق ما آذربایجانیها را دارند از زمان رضا خان تا به الان! شما اول باید دیدتان را نسبت به مردم تبریز عوض کنید و در کامنتهاتون طرف این فارسها را نگیرید! و یک مورد خیلی مهم اینکه آذربایجان جنوبی را با آذربایجان شمالی قاطی نکنید و قتی با یکی مثل من بحث میکنید سریع آن را به علی اوف و غیره نسبت نده این یعنی توهین به ما و به اونها! این کار ضعف شما را نشان میده . دوما اصلا معلوم نیست که حتی بعد از استقلال آذربایجان جنوبی با آذربایجان شمالی یکی بشیم!

کلمه شونیست chauvinist را در سطر اول جا انداختم! = میهن پرست متعصب و کورکورانه از یک قوم

 

 

b.b.k

تاكيد زياد شما بر روي اين مطلب كه بدون مطالعه نبايد حرف زد رو كاملا قبول دارم و هميشه سعي ميكنم كه حرف بيخود نزنم. حالا هم خواهشا روي اشتباه لپي من در مورد جمعيت آذربايجان جعلي اينقدر بحث طلبگي نكنيد كه من هم اگر بخوام ملا لغطي بازي در بيارم بحث لوث ميشه.

ایشون به خیال خودش ملت آذربایجان را تحقیر میکنه و میگه که مردم ۲۰ میلیونی میخواد بره زیره علی اف ۶.۵ میلیونی!


واقعا معتقدم اگر چنين اتفاقي در حال رخ دادن باشه كه قطعا هست. به شدت تحقير خواهيم شد. من اميدوارم روزي برسه كه ايران آنقدر آباد و آزاد باشه كه مردم اون ناحيه دلشون بخواد دوباره برگردن به وطن اصليشون. من به مملكتم علاقه دارم، آذربايجان سرزمين آبا و اجداد منه. از وقتي هم كه بوده جزو ايران بوده. ايران هم سرزمين خودمه. براي چي بذاريم بره يه جاي ديگه؟ براي چي اجازه بديم اسم وطن مارو بذارن روي يه جاي ديگه؟ بنابراين شما هستيد كه داريد مردم رو تحقير ميكنيد. دو ماه پيش كه تبريز بودم رفته بودم يه عروسي، يه گروه نوازنده خيلي قوي هم اومده بودن، آخر مجلس با درخواست ملت سرود ملي آذربايجان!!!!رو زد. خدا شاهده هرچي جاني واكر سياه خورده بودم پريد. ببين چقدر ما بدبخت شديم كه بايد براي سرود ملي يه جاي ديگه بلند بشيم. اين تحقير وطنه. تحقير آذربايجانه، تحقير ايرانه.
از طرفي بايد يك نكته رو روشن كنم. احساس ميكنم جريان بحث اين سوتفاهم رو براي شما پيش آورده كه من طرفدار رضاخان و سياستهاي اون يا حتي طرفدار سينه چاك خاتمي هستم. طوري در جواب حرف من ميگي كه رضاخان كتابهاي توركي رو آتيش زد، انگار من رضاخانم. نه آقا گورباباي رضاخان و همه ديوانه هايي كه باسياستهاشون باعث شدن اين بحث ها پيش بياد. اما در مورد خاتمي وض...

اما در مورد خاتمي وضع كمي فرق ميكنه.

ایشو و دولتش تماما فارسگرا بودند مثل مهاجرانی و ابطحی و غیره که یادم نیست بجز عده معدود که اونها هم کاره ای نبودند! ایشون در سازمان ملل امد کشور ایران را کشور فارس و پارس لقب داد


حالا در اين موارد بايد بعدا بحث كنيم. چراكه حتي اگر اينها بر فرض فارسگرا هم نبودند امثال شما دنبال تجزيه بودين. بنابراين فرقي در اصل مطلب نميكرد. مشكل من و شما ريشه اي تر از اين حرفهاست.

مشکل شما اینه که اخبار و مسائل کشور و اشخاص را عمیق نمیبینی یا تحلیل نمیکنی و همه چیز را یا از یکی میشنوی و تکرار میکنی و یا توجه نمیکنی!!


در اين مورد هم چون خيلي تاكيد ميكنيد بايد بگم نگران عمق و ارتفاع تحليل بنده نباشيد. با حلوا حلوا كردن دهن شيرين نميشه. اگر جايي سراغ داشتيد كه عمق و ارتفاع تحليل را آزمايش ميكرد بفرماييد بنده بيام يه تستي بدم، ببينيم كي بيشتر اهل مطالعه و تحليل و ... هستش.

از این دست چیزها باز دز جنوب شهر تهران اتفاق افتاده بوده مثلا اینکه یک فرم داده بودند به مردم پر کنند و داخل فرم سوالهای پرسیده شده بوده که نادورسی را قشنگ نشون میداد! اینکه آیا شما دوست د...


اصلا حرف من هم همينه ديگه. دارم ميگم چيزي كه دولت ميخواد، مردم اونو نميخوان. پس بياييد يه كاري بكنيم كه دولتها كاري رو بكنن كه ما قبول داريم. دولت ميخواد بين تورك و فارس دعوا بشه كه يه وقت با هم بلند نشن پدرشو در بيارن. ميبيني كه دعوا هم شده. اما مردم قضيه شون فرق ميكنه. چون مردم عقلشون نميرسه مخصوصا (بعضي) تهرانيها، مدام تورك و لر و عرب و كرد و ... رو(مخصوصا ما توركهارو-در اينجا من هم توركم-) مسخره ميكنن. اين هم از خريت و ناد...

اين هم از خريت و ناداني و بلاهتشونه. كه دارن با منابع شهرستانها زندگي ميكنن ولي خودشون مثل انگل به جون مملكت افتادن و خيلي هم آدمهاي پفيوز و مزخرفي هستن. توي دانشگاه آزاد شهر ما پره از اينجور جونورها. اينارو سر فرصت بايد آدم كرد. كه بفهمن آدمها با هم فرقي ندارند. اما به خاطر وجود همچين حشراتي من حاضر نيستم برم زير يه پرچم ديگه. حاضر نيستم از كشورم قهر كنم و برم جاي ديگه. گور پدر همشون هم كرده، ايران مال همه ماست. اصلا امثال هيمن نادانها بودن كه ايران به اين وضع افتاده. سر فرصت براي اينها بايد يه كار فرهنگي درست و حسابي انجام داد.
در مورد آتش زدن کتابهای حافظ و سعدی حالا نمیفهمم شما چرا ناراحت اون هستید؟
شما از كتابسوزي خوشتون مياد؟ نبايد ناراحت باشيم؟ چون اينها فارس بودن برن به جهنم؟ خوب اين نژاد پرستيه ديگه. نيست؟ با اين ديدگاه چه فرقي با اون تهرانيها داريد؟

 

ببینید من تمام مصاحبه ها و تی ری و روزنامه های اونها را مطالعه میکنم و میدونم احساسشون را به آذربایجان جنوبی و تبریز!


من هم تلوزيونهاشونو نگاه ميكنم. اصلا وقتي پدر من خونه اس كلا ما AZ تي وي نگاه ميكنيم. اتفاقا ميدونم كه اكثرا از تبريزيها(ايرانيها) ميترسن. به هر حال اگرهم خيلي علاقه دارن مشكلي نيست. ميتونن دوباره به وطن اصليشون برگردن.

شما اول از همه معتی را باید بدانید: یعنی: ميهن پرست متعصب و کورکورانه فارس


يعني ميهن پرست متعصب. كوركورانه فارس رو شماها بهش اضافه كرديد. با اين تعريف شما هم يك شوونيست هستيد.

ولی نمیدانم چرا احساس میکنم باید با شما زیاد صحبت کنم شاید بخاطر تورک بودن ریشه شما باشه


خيلي ممنون.

من خودم به این نتیجه رسیده ام که حکومت و شونیستهای ایران درصدد نابود کردن حقوق ما آذربایجانیها را دارند از زمان رضا خان تا به الان!


زمان رضاخان فقط اقليتها بودن. حالا براي همه اس.

یک مورد خیلی مهم اینکه آذربایجان جنوبی را با آذربایجان شمالی قاطی نکنید و قتی با یکی مثل من بحث میکنید سریع آن را به علی اوف و غیره نسبت نده این یعنی توهین به ما و به اونها! این کار ضعف شما را نشان میده .


من هيچ وقت توهين نكردم و نميكنم. در مورد علي اف هم نظرم رو گفتم. چرا به شما برخورده !!! خدا ميدونه!!!

دوما اصلا معلوم نیست که حتی بعد از استقلال آذربایجان جنوبی با آذربایجان شمالی یکی بشیم!


حالا اگر ما خواهش كنيم چي؟ راه نداره؟

kondor

واقعا معتقدم اگر چنين اتفاقي در حال رخ دادن باشه كه قطعا هست. به شدت تحقير خواهيم شد. من اميدوارم روزي برسه كه ايران آنقدر آباد و آزاد باشه كه مردم اون ناحيه دلشون بخواد دوباره برگردن به وطن اصليشون. من به مملكتم علاقه دارم، آذربايجان سرزمين آبا و اجداد منه. از وقتي هم كه بوده جزو ايران بوده. ايران هم سرزمين خودمه. براي چي بذاريم بره يه جاي ديگه؟ براي چي اجازه بديم اسم وطن مارو بذارن روي يه جاي ديگه؟


ببینید این مطلب نشان میده که شما پان ایرانیست هستید! کسی که پان ایرانیست است منافع آذربایجان براش مهم نیست! بلکه منافع ایران براش مهم است! وقتی شما از ایران صحبت میکنید یعنی فارس و فرهنگ فارس و تاریخ فارس و منافع فارس همین! تا حالا که همین طور بوده! و مطمئن باشید تا زمانی که شهری بنام تهران در قالب ایران وجود دارد یعنی یک دولت شهر یعنی اینکه چه شما بخواهید چه نخواهید فرهنگ شونیستی پرورش داده خواهد شد که آن هم برهنگ و یبان فارسی است! شما الان ببینید نصف تهران آذربایجانی است که همین بالا بودن جمعیت آذربایجانی در تهران از سیاستهای شونیستی دولتهای قبلی و فعلی است برای آسیمیله کردن! بطوری که بعد از یک نسل فرزندان اذربایجانی که از شهرش و دهش برای پول پاشده رفته تهران خود بخود فارس میشوند بدون سوال و جواب! مطمئن باش انسانها آزادی را دوست دارند و مردم آذربایجان الان گرچه با رژیم استبدادی روبرو هستند ولی حتی اگر از گرسنگی بمیرند هم نمی آیند به ایران بپیوندید این حرف شما پخته نیست! شما سیاست زیاد نمیدانید واسه همین است زیاد مسائل سیاسی را تحلیل نمیکنید یا میکنید ولی دوست ندارید مطرح کنید یا قبول کنید! اگر بدونید چه موقع و توسط چه کسی اسم و پرچم آذربایجان تع...

تعیین گردید خیلی چیزها روشن میشه! سال ۱۹۱۸ آذربایجان و پرچم توسط محمد امین رسول زاده بنا گردید این آقا خودش از آذربایجان جنوبی است و مطمئن بود که آذربایجان بهم خواهد رسید واسه همین ایشان آذربایجان را فقط بالای ارس نمیدید بلکه بدنه اصلی آذربایجان را در پایین ارس میدید و تمان سیاستها ازمله اسم و پرچم را برای کل این آذربایجان درنظر گرفته نه برای بالای ارس! شما وقتی اسم آذربایجان را جعلی میپندارید یعنی همه هویت آذربایجان از دربند تا قزوین و همدان را جعلی میدانید! همین طور که بالا گفتم آذربایجان شمالی به مام میهن یعنی به آذربایجان جنوبی میپیونده ولی نه به ایران یا فارسها!! زمانی میپیونده که آذربایجان جنوبی هم آزاد شده باشه! ببیند از اینکه میگید ایران سرزمین خودمه یا ماله منه اینها همش حرف (معذرت میخوام) توخالی بدونه منطق! چون ببین در همی ایرانی که شما میفرمایید ماله شماست اصلا برای شما ارزش قائل هستند؟ اصلا بعنوان شهروند که تمام حقوق تو حفظ بشود قبول دارند؟ الان میخواهی بگی که تقصیر دولت و ما باید اون آزادی را بدست بیاریم! نه عزیز من به شما همین جا قوله صددرصد میدم حتی اگر رژیم هم بره حق تو به عنوان تورک داده نخواهد شد مطمئن باش! یعنی اگر حق تو و من را بدهند خودشان نابود میشوند! یعنی زبان فارسی خود بخود از گردونه خارج میشه این را شونیستهای فارس خوب میدانند! پس چاره اصلی در استقلاله! اگر استقلال خودت را داشته باشی مطمئن باش فقط از دشت مغان تمام اون بودجه ای که رژیم برای کل استانهای آذربایجان درنظر میگیره بالاتر خواهد بود! حالا من بقیه چیزها معادن و نفت و صنعت و صنایع دستی و توریست و تجارت و غیره را کنار میگذارم!

 

دو ماه پيش كه تبريز بودم رفته بودم يه عروسي، يه گروه نوازنده خيلي قوي هم اومده بودن، آخر مجلس با درخواست ملت سرود ملي آذربايجان!!!!رو زد. خدا شاهده هرچي جاني واكر سياه خورده بودم پريد. ببين چقدر ما بدبخت شديم كه بايد براي سرود ملي يه جاي ديگه بلند بشيم. اين تحقير وطنه. تحقير آذربايجانه، تحقير ايرانه.


خیلی خوشحالم کردین!روشن است که مردم تبریز اینقدر فهیم و خواستار آینده خودشان هستند و نمیخواهند به دیگری نوکری کنند! اون سرود هم عرض کردم ماله خودشونه ماله غریبه نیست! همین طور که عرض کردم تمام سیستم آذربایجان شمالی بر اساس خواسته های آذربایجان جنوبیست! قوجا تبریز خیلی وقت است خودش را برای پایتختی آماده کرده!

از طرفي بايد يك نكته رو روشن كنم. احساس ميكنم جريان بحث اين سوتفاهم رو براي شما پيش آورده كه من طرفدار رضاخان و سياستهاي اون يا حتي طرفدار سينه چاك خاتمي هستم. طوري در جواب حرف من ميگي كه رضاخان كتابهاي توركي رو آتيش زد، انگار من رضاخانم. نه آقا گورباباي رضاخان و همه ديوانه هايي كه باسياستهاشون باعث شدن اين بحث ها پيش بياد.


ببینید من نمیگم اونها کار درستی کردند ولی شما معنی اینکار را برای من میتوانی تفسیر کنی؟ از نظر من کار اینها به این معنیست که ریشه همه این مسائل در بالا بردن بیش از اندازه ارزش این کتابهاست. یعنی ریشه فتنه همین کتابها هستند! شاهنامه که سردسته آنهاست! وفتی که تو فارس به کتابهای من تورک تره خرد نمیکنی و حتی به اونها اجازه نشر نمیدی و به اونها بعنوان کتابهای بیگانه نگاه میکنی! یعنی داری اونها را آتیش میزنی! ببینید منظورم از آتیش زدن کتابهای تورکی در زمان رضاخان در میدان ساعت تبریز اینه که اونها هم ...

کتابهای ما را آتیش زدند و الان هم همون سیاست پیش میره! حتی اسم کتابهای تورکی آذربایجان را در مدارس مطرح نمیکنند! من نگفتم شما طرفدار رضا خان هستید!

اما به خاطر وجود همچين حشراتي من حاضر نيستم برم زير يه پرچم ديگه. حاضر نيستم از كشورم قهر كنم و برم جاي ديگه. گور پدر همشون هم كرده، ايران مال همه ماست.


ببینید همین پرچم ایران را نگاه کنید چه الانش و چه با شیروخوشیدش! اصلا هیچ نشانه ای از آذربایجان توش نیست یعنی اینکه اصلا پرچم من آذربایجانی نیست! این پرچم فارسها و شونیستهای فارسیت! پرچم آذربایجان همان پرچمی است که ماله اذربایجان! پرچم قرمز بابک آذربایجان! زندگی و مرگ زیر پرچم خودم شرافت داره تا پرچم دیگری! همین فرق شما با من آذربایجانیست که هنوز نمیدونی کدام پرچم ماله توست! پرچم من آذربایجانی پرچم ایران و فارس نیست!

من هيچ وقت توهين نكردم و نميكنم. در مورد علي اف هم نظرم رو گفتم. چرا به شما برخورده !!! خدا ميدونه!


به من هیچ برنمیخوره! علی اف خر کیه؟! ولی شما نمیتوانید به آذربایجان و مردمش توهین کنی! چه شمال و چه جنوب؟ شما اسم اذربایجان را که عضو سازمان ملل است جعلی میدانید! عرض کردم شما و شونیستهای فارس! نه کس دیگر! شما حرفها و حرکتهاتون خیلی خیلی شبیه شونیسهای فارس است! راحتتر بگوییم شما از طرف اونها صحبت میکنید!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 12:24  توسط حسن آقا  | 

موقع خوردن مهره ها بود. من یک مهره توی خونه پنج داشتم. حریف دو تا مهره توی خونه یک. نوبت من بودِ. خیلی باخته بودم پس بازی رو دوبل کردم. یارو قبول کرد. تاس رو ریختم و جفت یک آوردم!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 0:52  توسط حسن آقا  | 

چند وقت پيش يه مطلبي در بالاترين لينك شد در مورد اينكه چرا سايتهاي پانترك فيلتر نميشوند. من به عنوان يك ايراني كه وجب به وجب خاك مملكتم را دوست دارم و بدون قصد قبلي براي بحث و جدل با توركهاي تجزيه طلب فعال در بالاترين كامنتي گذاشتم و اظهار نظري كردم. اما همين كامنت باعث شد كه چند مدتي را با كاربري به اسم كندر كه يك تورك است و خودش را آذربايجاني (ونه ايراني) ميداند به بحث بپردازيم.اين بحث در ابتدا چكشي كمي بي ادبانه و غير دوستانه بود بعد كم كم منطقي تر و دوستانه تر شد. من معمولا در كنار همه لينكهايي شبيه به اين اظهار نظر مختصري ميكنم . هر از گاهي هم جدلي صورت ميگيرد. مثل همين بحث ديروز كه در مورد تيم تراكتور سازي بود. در اين فرصت كه پيش آمد سعي كردم بفهمم كه واقعا كندر و تفكري كه او از آن دفاع ميكند چه ميگويند. دلايلشان براي تجزيه طلبي چيست؟ و آيا اگر اين معضلات برطرف شود دست از افكارشان خواهند برداشت يا نه؟ به نظر من خطر تكه تكه شدن ايران ما از هر زماني جدي تر است. موقعي كه جوكهاي فله اي در مورد تورك و لر و كرد و عرب ساختيم و تحويل داديم بايد فكر چنين روزي را ميكرديم كه دشمنان ايران از اين اشتباه بزرگ استفاده هاي ديگري بكنند و در ظاهر به بهانه احقاق حق از ملت تورك بدنبال اهداف پليد ديگري باشند.بايد فكر الان را ميكرديم كه يك عده با توسل به همين مسائل مدعي شوند كه اصولا آذربايجان از اول جدا از ايران بوده و در استانبول و باكو به دنبال راه سعادت بگردند. بايد فكر چنين روزي را ميكرديم كه گفتن تورك خر، شنيدن فارس سگ را بدنبال خواهد داشت. اما هنوز هم دير نشده. بايد اول از خودمان شروع كنيم.به خاطر جوكهاي مزخرفي كه ساختيم و هموطنانمان را مسخره كرديم بايد از آنها معذرت بخواهيم آنها را بشناسيم، به زبان و فرهنگشان احترام بگذاريم و در كنار هم با صلح و دوستي زندگي كنيم. به همين دليل تصميم گرفتم بحث با كندررا در چند قسمت مجزا  در اينجا منتشر كنم تا نظر كساني را كه تا به حال در اين مورد فكر نكرده اند را جلب كنم و كساني هم كه قبلا فكر كرده اند بيشتر فكر كنند و به دنبال راه حل باشند و نهايتا اينكه اعلام كنم: تورك و فارس و عرب و لر و كرد و ... ندارد، ايران براي همه ايرانيان است. پاينده باد ايران.

 توضیح اینکه حروف بولد یعنی متن نقل قول است.

b.b.k

 

به نظر من يك پانترك همانقدر احمق است كه يه پان فارس.
اينا همش نشاندهنده نژاد پرستيه. كه كار آدمهاي ابله و نادان و فريب خورده است.
تبريزي كجا ميخواد بره بهتر از ايران؟ جدا بشن برن قاطي الهام علي اف؟ اون كه از مال ما بدتره كه! اون تبريزي كه فريب خورده و دنبال استقلال آذربايجانه فكر ميكنه الهام علي اف مياد منابع نفت و گازشو به همين راحتي بده به مردم تبريز و اردبيل و بستان آباد؟ بده به تركهاي ايراني كه جمعيتشون سه برابر جمعيت كشور جعليه آذربايجانه؟
ترك ايراني بايد ايراني بماند و به ايراني بودنش افتخار كند.مثل من! اسم مملكت آذربايجان را هم به جاعلان تاريخ و جغرافي نفروشد/ آذربايجان واقعي در جنوب ارس است. كمي كه فكر كنيد مي بينيد كه ما در اين مملكت همه اسباب سروري و سالاري و خوشي را داريم.(البته اگر شعور داشته باشيم و به نظر من پانترك و پانفارس و پان هر گه ديگه اي بودن عين حماقت و بيشعوريه)
تكه پاره بشويم كه چي؟
جاويد ايران
ياشاسين آذربايجان

kondor

سعی میکنی که خودتو با دانش نشون بدی ولی نیستی عزیز! فقط از زور معده حرف میزنی! اولا کسی از تجزیه حرف نزده! دوما اگر هم بزنیم جرم نکرده ایم این حق طبیعی یک ملت است! شما هنوز از فاجعه ای که برای نابودی آذربایجان انجهم میگیره هیچ خبر نداری! یا در تهران نشستی و با جواب مامانت فارسی برمیگردونی و یا در اروپا و امریکا بله قربان گوی سلطنت طلبها هستی! شما اول برین تاریخ را خوب بخونید و بدونید چرا آذربایجان را آذربایجان جدا کردند بد بیا اینجا از الهام علی اوف یا هرکس دیگر حرف بزن! برای من آذربایجانی وطن آذربایکان است چه در ایران باشه یا آذربایجان شمالی یا دربند و یا بورچالی در گرجستان و ساکنان همه این سرزمین هم وطنان من هستند! حالا علی اوف باشه یا غلام اوف یا چهرگانی! هم وطن من شیرازی و اصفهانی نیست چون ما هم را نمیفهمیم ولی من درد قراباغ را میدونم! در سیستم اداری کشور این طور نیست که اذربایجان جنوبی تحت آذربایجان شمالی خواهد رفت یا علی اوف رئیس جمهور ما خواهد بود نه اینطور هم نیست! این حرفها ماله نوریزاده است که شما یاد گرفته ای! شما منتظر باش همه چیز را با چشمات میبینی!

حرفام باb.b.k بود که خودشو مثلا تورک میدونه و میخواهد خودشیرینی کند!

b.b.k

من نميدونستم براي اينكه تورك باشم يا فارس بايد از تو اجازه بگيرم!! خود شيريني؟!! براي كي؟ توهم برت داشته عمو!! جالبه شما تبريزيها غير از خودتون كسي رو تورك نميدونيد و منتظريد كه همه توركهاي ايران بيان پشت شما!! به نژاد پرستهايي مثل تو اگر كمي رو بدن غير از خودشون كسي رو داخل آدم حساب نميكنن. طرف توي آمريكا بزرگ شده و تا بحال يه كلمه هم فارسي حرف نزده ميگه من عاشق ايرانم. حالا ما بيايم بگيم چون جواب مامانتو انگليسي ميدي خود شيريني نكن؟
دو ماه پيش تبريز بودم. موقعيكه فارسي شروع به صحبت ميكردم بعضي ها ترش ميكردن بعد وقتي توركي حرف ميزدم تحويلم ميگرفتن. اما وقتي از اول توركي حرف ميزدم از لهجه ام ميفهميدن كه مال اونطرفا نيستم و همون برخوردي رو باهام ميكردن كه يه تهراني با لهجه تبريزيها ميكنه. مي بيني نادان؟ اين خاصيت همه مردمه. توي همه جاي دنيا هم هست.
خوشبختانه امثال تو فريب خورده هاي احمد ابالي انقدر نادان هستيد كه كثافت كاريهاي جمهوري اسلامي براي جدا شدن آذربايجان از وطن رو جبران ميكنيد.
شما داريد حرفهاي آدمي رو طوطي وار تكرار ميكنيد كه ميگفت خط هيروگليف رو هم توركها اختراع كردن!!!

kondor

otu yerikne gardash sen hele chox gerek yol gedesen ta Ehmed Obaliya yetishesen! Ehme Obali oxuyan kitablarin sen bir sefhesinde oxuyammasan! gor kimlerinen bash bahsa veririx

(بشين سر جات داداش! تو حالا خيلي مونده به احمد ابالي برسي. تو يك صفحه از كتابهايي كه اون خونده رو نميتوني بخوني. ببين ما با چه كسايي سر و كله ميزنيم. ترجمه از.b.b.k.;!!)

fahlidim chetor turki hasti? turki ke bre tabriz aval shoro kone farsi sohbat kone! ono bayad az koon dar zad

b.b.k

اولا هر وقت تونستي ثابت كني خط هيروگليف رو توركها اختراع كردن بيا راجع به اشعار احمد ابالي توضيح بده. احمد ابالي همونه كه ميگفت توركها بايد مسلح بشن و كردها رو بكشن ارمني هارو بكشن و بعد هم فارسها رو آتيش بزنن!!! خيلي فشار اومده بود بهش ظاهرا!! تو خوشت مياد از جنگ و خونريزي ؟كتابهاشو هم از روي چرنديات پورپيرار چاپ زده. فكرت راحت باشه. دوما اگر خيلي تورك و متعصب هستي چرا با فونت انگليسي توركي مينويسي؟ برو كتابهاي قديمي توركي رو نگاه كن ببين فونتشون چيه؟يا شايد تو هم مثل رئيسهاي باكويي و استانبوليت متجدد شدي؟ توي تبريز هم از لج امثال شما فارسي حرف ميزدم.در ضمن سعي كن هيچ وقت توي بحث به فحش دادن نيفتي. مهمترين نشانه باختن توش بحث همينه كه طرف مجبور ميشه بگه بايد از كون دارت زد!!!مي فهمي نادان؟

kondor

biz oqader urzemiz var ki Erebi herflerinen yazmiyak bizim dilimiz bu formdadi! xoshun gelmir oxuma! ikincen: Ehmed Obali bir Azerbaycan vetendashidi ve men oni bir vetendash bulurem ama seni yok!

sen bir fashist fars'san

(ما اونقدري عرضه داريم كه با حرفهاي عربي ننويسيم. زبان ما اي فرميه، خوشت نمياد نخون. دوما احمد ابالي يك آذربايجانيه و من اونو هموطن خودم ميدونم. ولي تو رو نه. تو يك فاشيست فارس هستي.

 ترجه از b.b.k!)

 

b.b.k

 

معلومه كه علاوه بر اينكه با فارسها دشمني با عربها هم دشمني. در حاليكه نميدوني اين حروف آيا واقعا مال عربهاست يا ديگران. فرقي هم نميكنه به هر حال اتفاقا من هم امثال تو و اون آدم رو ايراني نميدونم. اگرچه خودت هم خودت رو ايراني نميدوني. ايراني و آذربايجاني بودن لياقت ميخواد. من اگرچه آذربايجاني نيستم ولي ايراني هستم. نسب من هم بر خلاف تو كاملا تورك و اتفاقا غير ايرانيه!!!حالا از كجاي نوشته هاي من فهميدي كه من فاشيستم معلوم نيست. غير از اينكه بدون اينكه معني فاشيست رو بدوني داري حرفهاي اربابتو تكرار ميكني. فاشيست معني و مفهوم داره . تغريف و مشخصه داره. من فاشيست نيستم. جالبه بدوني تو هم فاشيست نيستي. تو فقط يه فريب خورده اي. ولي احمد ابالي و امثال اون فاشيست هستن. دستشون برسه كل دنيا رو آتيش ميزنن تو رو هم همينطور. درهاي دانايي و سواد براي همه بازه براي تو هم بازه. سعي كن از اين شانس استفاده كني نادان. وقتي ميگي فرم زبان ما همينه باز هم ناخود آگاه ياد چرنديات رئيست مي افتم كه ميگه خط هيروگليف رو توركها اختراع كردن. لابد اين حروف انگليسي رو هم 12000 سال پيش توركها اختراع كردن و فاشيستهاي آنگلوساكسون اونو دزديدن و ازش استفاده ميكنن، آره؟

kondor

ببین جناب من نمیخواستم باهات بحث کنم ولی مجبورم میکنی چند مورد را تذکر بدم:
اولا اینکه احمد اوبالی مثل اربابان شما که تاریخ را عوض کردند و تاریخ دروغینی از کورش و داریوش ساختند تا امثال تو را پان ایرانیسم کرده تا سیاست های شونیستی خود در قبال ملتهای ایران پیاده کنند نیست و تا حالا این چرندیاتی که شما میفرمایید ما از احمد اوبالی نشنیده ایم! احمد اوبالی یک آذربایجانی تمام عیار است که برای آزادی وطنمان از دست شونیستها تلاش میکند! و نه تنها احمد ابالی بلکه هیچ آذربایجانی از خون و خونریزی صحبت نکرده و نخواهد کرد ما مردمان دمکراتی هستیم که حق و حقوقمان را با روشهای مدنی خواهیم گرفت! یعنی خودت تاریخ کهن مردمان آذربایجان را بهتر از من میدانی! من به تورک بودن شما که آسیمیله شده اید احترام میگذارم و توهینی هم نه تنها به شما بلکه به هیچ کس چه فارس باشه و چه هر ملت دیگه نمیکنم چون خانم خودم نصف تورک و نصف فارس است! ولی از شمای تورک انتظار دارم که اگر کمک نمیکنید برای گرفتن حق انسانی همه ملتها حداقل با این شونیستها همراهی نکنید و خودتون را بیطرف نشان بدید! من خودم بزرگ شده تهران هستم و همین الان هم خانواده ان در مهرشهر کرج زندگی میکنند! من میدونم که این شونیست بعد از بقدرت رسیدن رضا شاه چه ظلمی به ملتهای غیر فارس انجام داده و میکنه! تاریخ آذربایجان را تحریف و تاریخ پوک فارس را برای برتر نشان دادن عوض کردند تا پروسه پان ایرانیسم و آسیمیله کردن را راحتتر کنند! باز هم ما حرفی نداریم اگر هم این تاریخ را دارند مال خودشان است و هیچ ربطی به ما ندارد! اینها با کمک انگلیسها برای تغییر حکومت اون زمان و انتقال آن به فارسها آذربایجان را دو شقه کردند تا آذربایجانی ها از اکثریت بیفتند و ضعف شوند!... موفق هم بودند در این راه و الان هم چوب اون دوران را میخوریم! شما که فرمودید تبریزیها فکر میکنند فقط اونها تورک هستند باید بگویم که اینطور نیست. همه این چیزها را از زمان پهلوی ها درست کردند که شهرهای دیگر آدربایجان را به ضد هم تبلیغ کنند مثل تبریز را با اردبیل و یا غیره! من خودم از شبستر آذربایجان هستم و در تبریز هم درس خواندم ولی همچین چیزی را رد میکنم! در مورد تحویل نگرفتن فارسها در تبریز باید بگویم که این یک اعتراضی است که بنوعی بروز میکند و اون هم بخاطر نابرابری زبانهاست! و ناشنوایی سران حکومت از درد موجود که به شهروندان منتقل میشود وگرنه تبریزیها اونقدر هم بیمعرفت نیستند! ما آذربایجانیها تمام تورکهای ایران را از جمله قشقاییها و تورکهای شمال خراسان را از خودمان میدانیم و در تمام اعتراضات بنام تمام آنها صحبت میکنیم و هیچ فرقی بین ما نیست! من خودم دوستای زیادی از شمال خراسان و قشقائی ها دارم و همون هم هم عقیده هستیم. شما هم بجای پریدن به ما آذربایجانی ها به سهم خودت در چرفتن حق و حقوقت تلاش کن! به خاطر ما نه به خاطر احترام به پدرمادرت و ایلی ازش هستی! من نه دشمن شما هستم و نه دوست دارم که با همزبان خودم حتی اچر فارس شده باشه دهن به دهن شوم! در ضمن گوناز تی وی یادت نره و به تنها تلویزیون تورکهای ایران تماشا کنید!

b.b.k

بايد بگم خيلي خيلي خوشحال شدم كه به جاي تهمت زدن و فاشيست خوندن من يه متن نسبتا منطقي و قابل قبول تر از نظرات قبليت نوشتي. حالا فرض كن من يه فارس متعصب هستم كه از توركها هم بدم مياد، چرا نميخواي با يه نفر مثل من بحث كني؟ اتفاقا بحث با آدمهاي نژادپرست خيلي راحته چون پايه استدلالشون حسابي خرابه و ميلنگه. آدمي كه حرف زدن با يه زبان يا عضو بودن در يك قبيله و نژاد رو كه خدادايه و اكتسابي نيست رو ارزش ميدونه خيلي راحت در بحث مغلوب خواهد شد.
به هرحال با توجه به اينكه نوشتي نميخواي با من بحث كني من هم اصراري ندارم.(من توي بالاترين اكثرا با توركهاي متعصب كه اشتباها طرفدار گوناز تي وي هستن بحث و دعوا دارم). اما بايد بگم در مورد واژه هاي خنده دار

شوونيسم و تحريف تاريخ آذربايجان و تاريخ پوك فارس و تاريخ دروغين كوروش و ...


> سخت در اشتباهي. اشتباهي كه تحت تاثير نظرات احمد ابالي كه الان سي دي هاش توي آذربايجان داره دست به دست ميشه و همه مردم اون ناحيه رو به اشتباه ميندازه به وجود اومده . ببين وقتي ميگي تاريخ پوك فارس يعني داري به يه تاريخ توهين ميكني يعني داري تاريخ رو ارزشگذاري ميكني. يعني داري تاريخ يه عده رو مسخره ميكني تا تاريخ خودت رو بالا نشون بدي. اين يعني فاشيسم.در ضمن من قشقايي و شمال خراساني و آسيميله هم نيستم. اجداد من شاهسون بودن مستقيما از دشت مغان و قبل ترش هم آسياي ميانه اومدن. خودم هم چون توي شهر فارس زبان بزرگ شدم فارسي حرف ميزنم. اگر توي شهر انگليسي زبان بزرگ ميشدم طبعا انگليسي حرف ميزدم. مي بيني چقدر ساده اس؟
اگر خواستي بدون فحش و بدو بيراه و تهمت بحث كني خبر كن نخواستي هم كه هيچ.

kondor

ببینید اولا اینکه شما از یک طرف دارین میگین توهین نکن از طرف دیگر خودت داری توهین میکنی به آذربایجان دوستها! شما نمی دونم اصلا برنامه های گوناز تی وی را دیده اید یا نه ولی مطمئنم که در باره احمد ابالی فقط شنیده ای و حرفهای شونیستها را تکرار میکنی! شما اول برید دو هفته برنامه های این تی وی را نگاه کنید بعد بیان اظهار نظر کنید! مشکل احمد ابالی این است که برای آزادی آذربایجان تبلیغ و تلاش میکنه همین! در ضمن مردم آذربایجان الان بطور مستقیم اینبرامه ها را از طریق تی وی میبینند و احتیاج به سی دی نیست بلکه برای روستاها! ما آذربایجانی ها تاریخ نساخته ایم که بخواهیم تاریخ دیگران را زیر سوال ببریم ما تاریخ داریم و دیگران برای ما تاریخ من درآوردی ساخته اند این را قبول داری یا نه؟ به چند تا از سوالهای من در کامنت قبلی جواب ندادی و باز خواستی دفاع کنی! شما قبول داری که تاریخ آذربایجان را در ایران تحریف کردند یا نه؟ قبول داری که با نرسیدن به آذربایجان و تحقیر تاریخ و ادبیات آن مردم را تشویق به مهاجرت به تهران کردند تا پروسه آسیمیله کردن سریع اتفاق بیفتد یا نه؟ قبول داری که همین الان هم ایده های زمان پهلوی را پیاده میکنند یا نه؟ قبول داری که فرهنگ و تاریخ ای ملت همین الان هم تحریف و هم درصدد نابودی آن هستند یا نه؟ با عنوان کردن اینکه نمیدونم خامنه ای آذربایجانیست یا فلانی تورک چرا اونا این کار را نمیکنند و این حرفا در حالی که اصلا اگه نگاه کنی شاید جد پدری خامنه ای آذربایجانی باشه یعنی همشهری من ولی حتی باباش در نجف بوده و مادرش هم که یزدی و خودش هم از مشهد! اصلا تورکی هم بلد نیست و حس آذربایجانی نداره! حالا یک سوال دیگر این کامنت بالایی را میبینید (دوستزاده) خوب به متن کامنتش توجه کن ب...


ببین چی نوشته این آقا یک ضد تورک است و هر کجا در باره آذربایجان مطلبی باشه هر چی فرقی نمیکنه اولین کسی که منفی میده با عنوانهای مختلف همین آقاست! من نمی فهمم شما که ریشه تورکی داری چرا نشده که یک بار جواب این را بدی! منی که حقم را میخوام سریع کلمه پان میذاری روش و غیره! البه میگم ما آذربایجانیها همه این توهینها را قبول کرده ایم و به مبارزه خودمان ادامه خواهیم داد عینی اگر این توهین ها نکنند طبیعی نیست باید بکنند!

b.b.k

من هيچ وقت توهين كردن رو شروع نميكنم. شما يه جمله توي همين كامنتهاي من رو كن كه نشاني از فاشيست بودن و نژادپرست بودن داشته باشه. رو كن ديگه؟ نميتوني. چون من چنين جمله اي نمينويسم. در عوض من توي همين كامنتها چند تا جمله از شما ميارم كه بي دليل به من گفتي فاشيست، فارس فاشيست، و .... . تصديق كن كه در جواب اين توهينها نادان خواندن شما حداقل كاري بود كه ميشد كرد. علاوه بر اين توي همين كامنتهاي شما ميتونيم چندين جمله بيارم كه نشون بده شما يه نژاد پرست و زبان پرستي. بيارم؟ باشه.

...تاریخ دروغینی از کورش و داریوش ساختند تا امثال تو را پان ایرانیسم...

 

...تحریف و تاریخ پوک فارس را برای...

 

biz oqader urzemiz var ki Erebi herflerinen yazmiyak bizim dilimiz bu formdadi! xoshun gelmir oxuma

!

turki ke bre tabriz aval shoro kone farsi sohbat kone! ono bayad az koon dar zad


در

تهران نشستی و با جواب مامانت فارسی برمیگردونی


در مورد اون تلوزيون آتش افروز هم بايد بگم قبلا كه روي ماهواره هاتبرد و بعد ماهواره تورك پخش ميشد برنامه هاشو ميديدم. اول فكر كردم شايد حرف درستي بزنه. و چون به تاريخ (علم تاريخ) علاقه دارم كمي پيگيري كردم. منجمله اينكه سه سال پيش رفتم تبريز و با يكي دو نفر كه طرفدار اين ديدگاه بودن كمي مشورت كردم و بعد مطمئن شدم كه اين حرفها جز يك مشت پرت و پلا براي جدا كردن آذربايجان از ايران چيزي نيست. و راهي هم كه شما ظاهرا يراي احقاق حقوق توركها ميريد با پايه قرار دادن اين مسائل تاريخي راه اشتباه نادرستيه. در مورد اون سوالايي هم كه پرسيدي بايد توي يه و...

 

يه وبلاگي چيزي صحبت كنيم اينجا كه نميشه بحث علمي كرد. هر وبلاگي بگي من حاضرم. توي وبلاگ خود من هم ميشه. اگر دلت خواست. البته به شرط حفظ احترام متقابل و لحاظ كردن مقررات بحث علمي.
در مورد دوست زاده و امثال اون هم بايد بگم همونطور كه با تو درگيرم با اونها هم درگيرم. ما از دوطرف لعنت ميشيم فقط به جرم اينكه ايران رو دوست داريم و معتقديم با آباد شدن ايران همه ما ميتونيم خوشبخت باشيم. والسلام.

kondor
آقای میدونی این چیزهای که شما لیست میکنی اینجا که بنده گفتم باید بگم هیچ کدومش توهین نیست! بلکه اعتقاد بنده است! اعتقاد بنده است که تاریخ ایران در دوران پهلوی به طرز وحشتناکی تحریف شده! حالا من هیچ موقع از شما توقع ندارم مثل من فکر کنید! وقتی که من میگم یک تورک وقتی میره تبریز میبایست تورکی حرف بزند شما این را توهین ندانید چون این احترام گذاشتن به مردم اون شهره! ببینید من یک مثال بشما میزنم. من وقتی در تبریز بودم یعنی تا ۱۶ سالگی وقتی کسی از تهران میومد تبریز و سعی میکرد با بنده فارسی حرف بزند بخدا قسم من گیج میشدم و همه چیز را قاطی میکردم متوجه میشوید چی میگم توانایی صحبت کردن به فارسی را نداشتم! گیرم که در مدرسه کتابها به فارسی بوده ولی من به فارسی صحبت نکرده بودم واسه همین مخم سوت میکشید! من خیلی راحت بودم که تورکی حرف بزنم! حالا شما حساب کنید یک تورک که در تهران بزرگ شده و پا میشه میاد تبریز و یه خورده هم با عفه و قیافه میاد اونجا فارسی صحبت میکنه! من تبریزی چه عکس العملی میتونم داشته باشم! این از این! ببینید در رابطه با مسائل دیگر و اینکه چرا من عقیده دارم که این حق ملتهای هر سرزمین است که با اکثریت رای میتوانند از مرزهای یک کشور جدا شوند و در مورد تاریخ ایران و آذربایجان و همچنین چرا من خودم را آذربایجانی میدونم و چرا شما خودتان را ایرانی احتیاج به این داره که بدونیم طرفین در چه جایگاهی قرار دارند! من اول باید مشخصات اولیه شما را از جمله اینکه از کجا هستین و تحصیلات و سن گرامیتان چقدر هست؟ بعد وبلاگتان را بدید تا باهم حرف بزنیم! ولی اگر نخواستید من از شما فقط یک درخواست دارم اون هم اینه که به هر چی که اعتقاد دارید داشته باشید ولی اگر خواهان ایرانی آزاد هستید و به برا...

b.b.k

1- ميگي فاشيست توهين نيست؟ چه عرض كنم.
2-مردم يك مرز اگر خواهان جدايي باشن كه هيچ اگر هر چيز ديگه رو با حداكثر آرا بخوانبه نظر من كسي نميتونه بهشون حرف بزنه. ولي اگر يه عده سعي كنن براي جلب اين آرا به دروغ و فريب (يا حداقل نگفتن تمام واقعيت) متوسل بشن بقيه ميتونن يه جوري جلوي اين حركت رو بگيرن.
3- شما معتقد هستيد اگر يه نفر انگليسي بره تبريز بايد توركي صحبت كنه؟ لابد اگر رشت بره بايد رشتي صحبت كنه؟خوب من هم كه تبريزي نيستم توركي حرف زدنم هم خيلي با تبريزيها فرق داره من توي شهر فارس زبان بزرگ شدم اگرچه خيليها فكر ميكنن شهر ما تورك زبانه. دوست عزيز عفه و قيافه و ... كدومه؟ اتفاقا قيافه و سر و وضع تبريزيها اگر نگيد دارم خودشيريني ميكنم از خيلي هاي ديگه بهتره.
4- شايد اول بحث بايد ميگفتم كه از نظر من صحبت كردن و تحصيل به زبان مادري حق همه مردمه. البته خلاف اين ادعا هم تا حالا حرفي نگفتم. در نظر بگيريد كه در اين زمينه شايد اختلافي نداشته باشيم.
5- وبلاگ من چون توي بلاگفا هست بعد از انتخابات زياد فعال نيست. با اين وجود اگر لازم شد ميشه ازش استفاده كرد. pokhhelladan.blogfa.com
توي نقشه موهومي كه احمد ابالي هميشه به عنوان نقشه آذربايجان بزرگ نشون ميداد، شهر ما نقطه منتهي اليه شرقي در مرز اون كشور بود. شايد شما هم وبلاگ يا صفحه اي داشته باشيد خوشحال ميشم آدرسشو بدونم.
6- ظاهرا كامنت آخرتان نصفه آپلود شده.

kondor

عزیزجان وقتی من میگم فاشیست منظورم مردم عادی که نیست! منظورم حکومت و شونیستهای فارس است مثل این نوریزاده ها و سلطنت طلبهای افراطی است! دوما شما هنوز اون فرهنگ ایران را نمیدونید یعنی داشتن لحجه و مسخره کردنها و غیره! اگر یک انگلیسی زبان بیاد تبریز و بخواهد انگلیسی حرف بزد خیلی راحتتر است چون من تبریزی مجبور نخواهم بود لحجه خودم را قایم کنم که مبادا این مسخره کنه! همین است نابرابری زبانی و یک زبان را شاخ کردند و مجبور میکنند همه با اون زبان ارتباط برقرار بکنه! اگر زبان مشترک انگلیسی باشد هیچ ملتی زبان خود را سرتر از زبان دیگری نمیدونه و همه شرایط همدیگر را درک میکنند!
در مورد اون نقشه موهمی که شما میفرمایید اون نقشه موهمی نیست اون نقشه آذربایجان است و شهری هم که شما زندگی میکنید به احتمال زیاد انزلی است! بندر انزلی تورکهای زیادی را در خود جای داده و یکی از شهرهای زیبای آذربایجان خواهد بود! البته میگم فعلا زود در این مورد حرف بزنیم این را تاریخ نشان میده! نه شما عصابتون را ناراحت کنید و نه من مایل به صحبت کردن در این مورد هستم!

.

.

.ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 13:27  توسط حسن آقا  | 

فردوسي پور براي چي بايد از برنامه­اش استعفا بدهد؟ اين مزخرفاتي كه راجع به مسئوليت فردوسي پور در برابر شهداي جنبش سبز نوشته مي­شود و زرت و زورت توي بالاترين امتياز مي­آورد چه معنايي دارد؟ چرا ما ملت علاقه داريم به زور جيزهاي بيربط را به هم ارتباط بدهيم؟ استعفا دادن فردوسي پور و همكاري نكردن با صدا و سيما كه نهايت آرزوي مسئولين تلوزيون است. مگر نيست؟ مگر يادتان نيست موقعي كه فردوسي پور با برنامه­اش در حال بي آبرو كردن مديران ورزشي احمدي نژاد بود، چه دهني از مسئولان تلوزيون سرويس شده بود؟ يادتان رفته زير چه فشاري بودند؟ اس ام اس كل مملكت را از ترسشان قطع كردند، در حاليكه آرزوي تعطيلي نود توي كونشان بود بود مي­كرد  از ترس واكنش مردم و به خاطر محبوبيت فردوسي پور نتوانستند برنامه را تعطيل كنند. حالا ما ملت ايران، ما برگزيدگان تمامي علوم و فنون، ما وبلاگ نويسان ارجمند مستفرنگ جهانديده، ما كه عادت داريم فورا از هر گوزي راه ارتباطي به سمت شقيقه بگشاييم، ما كه منتظريم تقي به توقي بخورد و چيزي دسته بشود تا به رويش بپريم، به استدلال محيرالعقول ديگري به شرح زير دست يافته­ايم: همكاري فردوسي پور با صدا و سيما يعني توهين به شهداي جنبش سبز! در حاليكه هر كودك نوباوه اي هم مي­تواند بفهمد كه حضور فردوسي پور در تلوزيون يك فرصت است كه اتفاقا بايد با هوشياري از آن استفاده كرد نه يك تهديد كه بايد جلوي آن را گرفت. در ميان خيل برنامه­هاي مزخرف و چرند تلوزيون و مجريان بي مصرف آن، برنامه نود نقش همان سوراخ دعاي معروف را دارد كه بايد پيدايش كرد و نهايت استفاده را از آن برد. اين تصور كه مديران تلوزيون از سر اجبار و اكراه اجازه ادامه پخش نود را صادر كرده اند، تصور بيراهي نيست. پس به چه دليل فردوسي پور بايد برنامه را تعطيل كند؟ تعطيل كند كه شفيع بيايد و برنامه را اجرا كند؟ كه مسابقه اس ام اس را تعطيل كنند؟

به نظرم اين روزها همينطور كه كار سياسي در حال انجام است بايد كمي هم كار فرهنگي، منطق سازي، فن استدلال و ... انجام شود كه دراين شرايط از نون شب هم واجب تر است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 20:21  توسط حسن آقا  |